خوب می دانم که ماه سختی است خیلی ها مثل من تازه دارند سعی می کنند وزن زیاد کنندُ می دونم خیلی ها نمی تونند بیش از ۱۵ ساعت بدون غذا را تجربه کنندُ ولی ماه رمضان آمده است. ماه بزرگی است. ماه مهمی است.
شاید روزگاری در تاریخ ثبت شد که ماه رمضان انتخابات دهم ُ با دیگر ماه ها متفاوت بود. شاید گفته شود که مردم برای اینکه اثبات کنند در لفظ "جمهوری اسلام ایران" هیچ اختلافی ندارندُ در گرمای ۴۵ درجه ی ماه شهریور سال ۸۸ ُ روزی ۱۵ ساعت هیچ نمی خوردند و روزه می گرفتند . شاید گفته شود روزگاری که مردم ایران خیلی آدم های خوبی هستند(برخلاف چیزی که خیلی از فرنگی ها می گویند)ُ شاید بازهم از عادت بودن خارج شویم ُ شاید روزگاری گفته شود که مردم ایران بازهم حادثه خلق گردند! شاید گفته شود که مردم ایران مردم حق شناسی اند و همیشه می دانند چکار باید بکنند.
به هر حال اگر دوست دارید روزه بگیرید و اگر هم واقعآ به روزه نگرفتن اعتقاد نداریدُ خوب روزه نگیرید!
يك بار در حايي خواندم كه نوشته بود مردم كشورهاي اروپايي هنوز ما را با افغانستان اشتباه مي گيرند! و فكر مي كنند كه ما ايراني ها با شتر اين ور و اون ور مي روند! البته كه اين مسئله بيشتر مربوط به ناداني انها است ولي خوب جيزي كه در اين گير و دار مي بينيم اين است كه همه ي سايت هاي مختلف دنيا از سطح فرهنگ اينترنتي مردم ايران به وجد آمده اند و واقعن برايشان قابل درك نيست كه مردم شتر سوار ما اينگنه سوار بر اينترنت شده اند! البته قبل تر ها هم سايت فرندفيد در اين زمينه از مردم ايران به خاطر استفاده ي بسيار شديدشان از سرويس هاي اين سايت ابراز خوشحالي كرد بود و البته قبل از آن هم سايتReadWriteWeb هم از گستردگي شبكه ي وبلاگ ايراني ها ابراز تعجب كرده بودند. اما شايد هيچ كدام اين از اين اتفاقات به اندازه ي راه اندازي سرويس مترجم فارسي گوگل و فيس بوك شدت استفاده ايرانيان از اينترنت را به مردم جهان نشان نمي داد. در حالي كه مسئولين ايراني درحال بايكوت كردن خبرهاي اتفاق افتاده در ايران هستند با اخراج خبرنگاران و ... مردم ايران با اين اينترنت شتري!شان توانسته اند ميزان بالايي از نگاههاي مردم دنيا را به خودشان جلب كنند . استفاده ي جماعت 400 هزار نفري ايرانيان فيس بوك و چند ميليوني ايرانيان در گوگل بيانگر اين است كه ايرانيان از نظر استفاده از اينترنت همچنان در ردهي چند كشور بزرگ دنيا قرار دارند. شايد بتوان گفت كه نقطه ي عطف اين خبررساني در زمينه ي استفاده ي اينترنتي ايرانيان ، سايت بزرگ و معظم تك كرانچ باشد. اين روزها هر بار كه تك كرانچ را نگاه مي كنم مي بينم كه خبري را هم در مورد ايران نوشته است. شايد خبرساز ترينش همين پست اخيرش در مورد انتشار عكس هاي آماتور خبري در ايران با استفاده از تويتر است كه در آن چند تا عكس را هم قرار داده است. شايد اين تظاهرات و اغتشاشات با اينكه بسيار ناراحت كننده بود ، يك راهي باشد براي اينكه باز هم آن خارجي ها بفهمند كه ايراني ها "براي نقل و انتقال از ماشين استفاده مي كنند!" و نه شتر! باشد. اميدوارم با اين كه مدتهاست سرويس هايي مثل گوگل و ياهو و البته مايكروسافت با بداخلاقي هايشان و كمرويي شان به ما ،ما را نارحت كرده اند و بسياري از سرويس هايشان را برروي ما ايراني ها بسته اند ، اينبار بفهمند و براي پيشرفت بيشتر و بهتر سرويس شان حساب ايرانيان را از ديگر كشورهاي مورد تحريمشان جدا كنند!
تظاهرات بسیار بزرگ حامیان موسوی و کروبی دیروز در تهران در شرایطی برگزار شد که تدابیر شدید امنیتی در تهران وضع شده بود. در تبریز هم که من بودم خیلی از دوستانم از ساعت 2 داشتند می رفتند به میدان آبرسان .

اینکه یک سری آدم را "مخالف نظام و حکومت" معرفی کنیم چیزی نیست که بتوان از آن به سادگی گذشت.واقعن بسیاری از تظاهر کنندگان من باب صرفن "کنجکاوی" به صحنه ی اعتراض می روند. فراموشهم نمی کنیم که بیشتر این افراد جوان هستند و دارای روحیات خفن! وقتی که یک عده از حامیان مهندس دارند ارام تحصن و راهپیمایی می کنند ، بعد سیل هواداران احمدی نژاد می آیند و شروع می کنند به بد بیرا گفتن به هوادان طرف مقابل ،نتیجه ی منطقی آن درگیری می شود دیگر! البته قبول دارم که عده ای هم اغتشاش گر در این وسط دارند سود می برند ،ولی اینکه همه ی این افراد را به یک چشم ببینم انصاف نیست! از طرفی خود نیروی انتظامی ،ذاتن لج درآر! است! دیروز که دوستانم رفته بودند به آبرسان برای تجمع اعتراض آمیز می گفتند که تعداد نیرو های انتظامی از تعداد آدم ها بیشتر بود! خوب این همه تدابیر امنیتی باعث می شود که خود به خود مردم از حالت آرامش بیایند بیرون!
در هر صورت امیدوارم که آنچه درستاست اتفاق بیافتد،بدون هیچ درگیری و خونریزی.

فراموش نکنیم که دیروز در ایران طوفانی به پا شد که سر و صدای آن تمام دنیا را فرا گرفت.انصافن دیروز که داشتم شبکه های خبری خارجی را نگاه می کردم که خبر اولشان در مورد ایران بود، به خودم افتخار می کردم. اینکه شبکه ی BBC انگلیسی در سر خط خبرهایش مدام دارد در مورد ایران صحبت می کند و به صورت مستقیم از محل های اخذ رای دارد گزارش تصویری می دهد خیلی من را به هیجان آورد.
از طرفی شبکه ی خبری العربیه تقریبآ تمام دیروز را به انتخابات ایران اختصاص داده بود و این خود نکته ای بود که من را به شدت خوشحال می کرد.
من هم خودم صبح اول وقت رفتم و رآی ام را به همان کاندیدای مورد نظرم دادم!به واقع انتظاری که داشتم این بود که مهندس موسوی پیروز انتخابات باشد. تا اینکه خبر فارس نیوز را در ساعت حول و حوش هفت بعد از ظهر خواندم که احمدی نزاد را پیروز معرفی کرد(البته بعدن خبررا پاک کرد).واقعن ناراحت بودم و احساس یاس و نامیدی به من دست داد.گذشت تا رسید به اخرهای شب که خبر کنفرانس مطبوعاتی میرحسین را خواندم که با صراحت خود را پیروز انتخابات معرفی کرد. به راستی احساس خوبی به من دست داد. ساعت حول و حوش یک ونیم شب بود که این خبر را در تابناک خواندم که "تاکنون بیش از10 میلیون رای خوانده شده و احمدی نزاد 68 درصد آراء را دارد و مهندس موسوی 28درصد! واقعن خبر بدی بود. گذشت و تا امروز صبح که نتایج شمارش سی میلیونی را خواندم که به همان نسبت بود.
حال در این مورد ذکر چند نکته ضوری به نظر می رسد:
1.زمانی که من خبر شمارش اولیه ی آراء را دیدم تقریبن سه ساعت از زمان شمارش گذشته بود و تا آن زمان بیش از 10 رای خوانده شده بود.ولی بعد از حدود شش ساعت هنوز حدود بیست میلیون رای شمارش نشده بود!
2.بعد از ساعت نه صبح شنبه که نتایج شمارش سی میلیون رای اعلام شد به راستی وزارت کشور به "کما" ی خبری رفت و تا آخر وقت اداری هیچ خبری نیامد!
حال سوال من این است که دو مورد بالا چطور باید کنارهم قرار داده شوند؟ به راستی این سرعت در ارائه ی اولیه ی آمار و این تاخیر در ارائه ی آمارهای ثانوی و نهایی چه دلیلی می تواند داشته باشد؟
اصولن بعد از انتخابات در هر کشوری که نماد دموکراسی درآن کشور است ،آن هم با این انتخابات با ابهت و پر افتخار در ایران، باید یک شور بزرگ و خوشحالی در سطح ملی دیده شود،ولی چیزی که الان در سطح شهرهای کشور دیده می شود چیزی است به معنای کامل "بهت زدگی"!
در دوم خرداد 76 بعد ازآنکه خاتمی بیست میلیون رای آورد ،همه دیدیم آن همه شور و اشتیاقی که در میان ملت بود، ولی الان در انتخاباتی با مشارکت 85 درصدی و کسب بیش از بیست میلیون رای این شور را نمی بینیم.اگر تقریبن یک سوم ایران به یک اندیدا رای داده اند ، رایشان محترم است و همه ی ملت باید بپذیرند این اکثریت آراء را، ولی آیا شمایی که در سطح شهر بوده اید دیده اید که لااقل نصف شهر در خوشحالی به سر ببرند؟
نکته ی بعدی میزان آراء یکی دیگر از کاندیداهای اصلاح ظلبان است. به راستی میزان آراء مهدی کروبی در این دوره به چه دلیل اینگونه "تحقیر آمیز " افت داشته است؟ مهدی کروبیی که در دوره ی قبل بیش از هشت میلیون رای آرده است ، لیاقت کسب حتی یک میلیون رای را هم در این دوره نداشته است؟
نمی خواهم نسبت به انتخابات بدبین باشم ، ولی به نظر ذکر یک نکته مهم می نماید. بعد از آنکه احمدی نزاد در مناظره ی تاریخی خاندان هاشمی را به فساد بزرگ اقتصادی در کشور متهم کرد، به نظر شما چه راهی باید اندیشیده می شد تا دهان احمدی نژادی که گفته بود لیست کامل باندهای فساد اقتصادی را رو می کنم ،بست،اندیدشیده می شد؟
پ.ن I: بیانیه مهندس موسی را در رابطه با نتایج انتخابات از دست ندهید.دارای نکات بسیار مهمی است. نمی خواهم وارد آن نکات شوم ولی به نظر بسیار پر معنی می نماید.
پ.نII: هنوز از طرف دو کاندیدای دیگر هیچ واکنشی بروز نداده است. منتظر آنها هم خواهیم بود!
تا روز انتخابات تنها دو روز باقی مانده
است و الان همگی در جو انتخابات هستند و به قول یکی از استادهایمان الان
دیگر همه تئوریزیسن سیاسی شده اند! ولی گذشته از همه ی این حرفها باید این
را پذیرفت که که همه ی مردم حق دارند که در مورد آینده شان نگران باشند و
در مورد آن فکر کنند.
البته همانطور که قبلآ گفته شد من به مهندس موسوی رای می دهم و این را همه جا هم ذکر کرده ام.دیروز مناظره ی محسن رضایی و احمدی نژاد بود. چند نکته ی واضح و مبرهن در مورد این مناظره به چشم می خورد که به نظرم باید در مورد آنها بحث شود:
1.باید این را بپذیریم که آقای احمدی نژاد در برابر بحث های اقتصادی مطرح شده توسط آقای محسن رضایی کم آورد و این بار نتوانست با خنده های زیرکانه و انحراف بحث ها آقای رضایی را به چالش بکشاند. خوب آقای رضایی چه گفت که آقای احمدی نژاد نتوانست پاسخ محکمی به آن بدهد؟
*آمارهای ارائه شده توسط احمدی نژاد غلط بوده اند.خوب این را که در مناظره کروبی و مهندس موسوی هم دیدیم! پس چه شد که آقای احمدی نژاد امروز تورم 25 درصدی را پذیرفت؟ چرا روزهای گذشته این ها نپذیرفته بود؟ به وضوح می توان فهمید که احمدی نژاد تنها سلاحی که دارد یک چیز است و آن قدرت بیان بالا،که البته این را همدیون سخنرانی های بیشماری باید باشد که کرده است.
بازهم تکرار می کنم که اگر چیزی ذاتن نادرست باشد باید پذیرفت که نادرست و از بیان و ذکر سفسطه خودداری کنیم. خود آقای احمدی نژاد عددی را که روزهای گذشته تاکید می کرد را امروز رد کرد! این بیان می کند که در این میان یک جای کار لنگ می زند!
2.در مناظره ی امروز آقای احمدی نژاد از اینکه آقای رضایی به ایشان خرده گرفت که "شما در دولت تان از نخبگان استفاده نمی کنید" بهشان برخورد که چرا یک همچین حرفی می زنید، و این درحالی بود در پاسخ به این سوال ، این س.ال را یک توهین به دولت تلقی کرد.الان که دارم صدای امریکا را نگاه می کنم ،برادر آقای محسن رضایی ، که دکتری نفت دارد ،در گفتگو با VOA گفت که "من حاضرم همین فردا نماینده ای از طرف آقای احمدی نژاد با من بیاید به یکی از محل های استخراج نفت که به ایشان نشان دهم که از چیزی حدود 30 نفر پرسنل اصلی این محل چند نفرشان واقعن نفتی هستند! به گفته ی ایشان اگر در آن جمع خودشان را در نظر نگیرند تنها دو نفر دیگر هستند که نفتی اند! این یعنی "استفاده از نخبگان از نظر آقای احمدی نزاد!"
به نظر می رسد که برنده ی مناظره ی آخر انتخاباتی در واقع اصلاح طلبان و بالاخص مهندس موسوی بود! چرا که همه ی این حرفها را هم مهندس موسوی گفته بود و بر آنها تاکید داشت.
این روزها هرجا بروید می بینید که در مورد مناظره های انتخاباتی بالاخص مناظره ی چهارشنبه سیزده خرداد محمود احمدی نژاد و مهندس موسوی صحبت می شود.
بعد از این مناظره به واقع بمب خبری در کل ایران راه افتاد ،سایت های خبری به شدت آپدیت می کردند.همان لحظات اول خبرگزاری فارس به نقل از نوشت که نتیجه مناظره شش بر صفر به نفع احمدی نژاد و از طرفی
سایت یاری نیوز پیروزی مهندس را در برابر حاج محمود به طرفدارانش تبریک گفت!
گذشته از همه ی این بحث ها بیایید با خودمان کمی رو راست باشیم! این را بپذیریم که چیزی که بد است ،بد است دیگر! و نیازی به استدلال برای درست جلوه دادن آن وجود ندارد. در زیر به بررسی یعضی نکات که به نظرم رسید در این مناظره می پردازم...
وقتی که آقای موسوی در زمینه ی مدرک آقای کردان به آقای احمدی نژاد اعتراض کرد ،احمدی نژاد در پاسخ گفت : كه در دهه 80 در دوره هاشمی كه حامی موسوی است، یك موجی در مدیران ایجاد شد كه همه میخواستند مدرك بگیرند. دانشگاه آزاد هم پشت اینها بود و موج ایجاد میكرد. آقای كردان هم یكی از این مدیران بود. من در مجلس گفتم این جور مدارك را برایش ارزش قائل نیستم و آن را كاغذ پاره میدانم میشود فهرست را بیاوریم كه چقدر از مدیران دوره هاشمی و موسوی رفتهاند مدرك قلابی گرفتهاند.
حال سوال من این است که خوب اگر این مدرک ها را قبول ندارید ،چرا ایشان را وزیر کردید و این همه هم از ایشان دفاع کردید؟ خوب اگر اینگونه مدرک ها برای عموم جامعه بد است و از نظر شما فاقد ارزش است چرا ایشان را وزیر خودتان کردید؟ متاسفانه جناب احمدی نژاد بدون پاسخ دادن به سوال سعی در پاک کردن صورت مسئله کرده و در مقابل خواست که مقابله به مثل کند که مدرک دکتر رهنورد را زیر سوال برد! گویا ایشان فکر می کنند که دکتر رهنورد هم مثل همان دانشجویان بخت برگشته ای هستند توانستند به راحتی برای آنها پرونده سازی کنند.
البته مشکل اصلی من با آن افرادی که احمدی نژاد را برنده ی مناظره می دانند این است که بیان کنند جناب احمدی نژاد چه دستاوردی را در این مناظره معرفی کردند؟ اولآ اینکه ایشان باید این افرادی که متهم به فساد اقتصادی کردند را در دوران چهارساله معرفی می کردند و اگر واقعآ از هیچ کس ابایی ندارد انها را به دادگاه می کشاندند و در یک فضای آزاد و برابر محاکمه می کردند.صرف اینکه ایشان در پایان دوران چهارساله شان به این افراد را به باد تهمت و افترا گرفته اند و نام آنها بردند که دردی را از کسی دوا نمی کند. این در حالی است که این کار آقای احمدی نؤاد با واکنش شدید افزاد در مظنه ی اتهام قرار گرفت و آنها هم تقاضای یک مناظره ی تلویزیونی با ایشان کردهند که به گفته ی ضرغامی "باشد برای بعد از انتخابات"! خوب!؟ این چه پیروزی ای است؟ آقای احمدی نژاد صرفآ با با این لیست آنهم در آخر دوره اش چه چیزی را می خواست ثابت کند؟
از طرفی آقای احمدی نژاد می دانست که اگر بحث به مسائل اجتماعی و فرهنگی برسد و همچنین اگر پای مسائل اقتصادی باز شود ،دیگر امیدی به ریاست جمهوری دوره ی بعدی نخواهد داشت،سعی می کرد با ایجاد مناقشاتی به بحث را از مسائل مورد نظر منحرف کند. مطئنن اگر پای مسائلی چون برخورد مستقیم با جوانان و انداختن آفتابه به گردن جوانان می رسید ، آقای موسوی یحث را می برد.اگر آقای موسوی پای صحبت های انتخاباتی احمدی نژاد در شبکه ی دوم را در دوران انتخابات نهم به وسط می کشید ،به راستی احمدی نژاد چه داشت که بگوید.
به واقع طرز رفتار احمدی نژاد در این مناظره اصول تفکرات دموکراتیک ایشان را به همه ی مردم نشان داد .پ عدم تحمل واقعیت ، داستان سرایی و انحراف تاریخ ، و ... از ویژگی های بارز احمدی نژاد در این مناظره بود.چیزی که بسیار جالب می نمود این بود که احمدی نژا بازهم می خواست با مظلوم نمایی کردن تعداد زیاد آراء از دست رفته را به نفع خودش بازگرداند که این کار با سوتی های وحشتناکش در آخر برنامه چه زمانی که می خواست مدرک دکتر رهنورد را رو کند و چه زمانی که در میان حرف های میرحسین می پرید و با واکنش تند موسوی روبرو شد و چه در آخر برنامه که غر و لند کنان می خواست برنامه را به پایان برساند ، به وضوح نمایان بود.
البته این ها نظر شخصی من بود و من از دید یک نفر طرفدار مهندس این نوشته ا می نویسم.مطوئنن حامیان طرف مقابل هم حرفی برای گفتن دارند ،هرچند اینکه تاکنون حرف درست و حسابیی از آنها را نشنیده ایم!
