تبليغاتX
روزنوشته ها
روزنوشته ها
روز نوشته های یک پسر

مدتها است که می خواهم بیایم و اینجا بنیوسم ولی خوب نمی شود.دلیلش را هم نمی دانم! بگذریم .دیگر بازگشتم و برای دل خودم می نویسم.

الان که این نوشته را می نویسم واقعآ مغرم هنگ کرده است! دلیل اصلی اش هم این است که مشکل بسیار وحشتناکی در درس هایم برایم پیس آمده . متاسفانه خواب دیر وقت  باعث این مسئله شد،که تعداد زیادی غیبت در درس هایم داشته باشم و در بعضی درس ها غیبت هایم  Over Dose بشود!

هفته ی پیش امتحان سنگین فارماکولوژی 2 داشتیم و من هم در مدتی که برای این امتحان گذاشته شده بود شدیدآ درس هایم را خواندم. در این مدت خدا خودش می دونه که چقدر به خودم فشار آودم.چه شب هایی که نخوابیدم و چه 48 ساعت هایی که بیش از 40 ساعتش بیدار مانده بودم! 

بعد از همه ی این مسائل روز امتحان فرارسید.دقیقآ روز یکشنبه سوم خرداد 1388 ساعت 11 صبح ... . رفتم به سمت دانشکده ی داروسازی.

وقتی که وارد دانشکده شدم ناگهان چیزی توجهم را به خودش جلب کرد! باورم نمی شد!! اسم خودم را روی دیوار می دیدم!! بالای لیست نوشته شده بود:

لیست دانشجویان محروم از امتحان فارماکولوژی2

****

****

رضا حریری!!

برایم غیر قابل باور بود. من از درس فارماکولوژی حذف شده بودم! برای این اتفاق هیچ معادلی جز بدبختی نمی توان در نظر گرفت.اول فکر کردم شوخی است! (آدم در این لحظات چه فکر ها که نمی کند!) حذف شدن در یک درس چهار واحدی که پیش نیاز کلی درس است معادلی جز عقب افتادن ندارد.

در این مدت آنقدر درگیر رفع حذف درسم بودم که از خودم هم بی خبر شده بودم.

هیچ کس را در این مورد خطاکار نمی دانم ولی این را می دانم که آدم بدشانسی هستم.خیلی ها قبلن بوده اند که غیبت های زیادی هم در این درس داشتند ولی حذف نشده بودند. در این مدت اونقدر از خودم بیزار شدم که نمی توآنم را با هیچ چیز دیگه ای مقایسه کنم. منت استادا رو کشیدن برای گذشتن از غیبت هایم هر بار که پیششان می رفتم من را به مرز جنون می برد.ولی چه کنیم که الان آنها سواره اند و من پیاده.من هم الان مجبورم که به حرف آنها گوش بدهم .

انصافآ خیلی سخت است که منت افرادی را بکشید که از منت کشیدنتان لذت می برند. تحقیر شدن برای عقب نیافتادن ، برای جا نماندن از قافله ی کلاس و رقیبان ، برای تنها یک امضا ، برای من جوان که؛قاعدتن غرور خاص خودم رو دارم؛ خیلی سخته. اشتباهی که مرتکب شدم را انکار نمی کنم ولی تنها با داشتن یک غیبت اضافی درکلاس ها انصاف نیست که کسی را حداقل یک ترم و به احتمال زیاد یک سال از زندگی عقب انداخت.

بازهم می گویم که هیچ وقت نمی خواهم بی منطقی به خرج دهم ولی خوب این منطق هم زیاد منصفانه نیست که بعضی ترم ها استادان عشقشان می کشد و لیست را به آموزش دانشکده نمی دهند و بعضی وقت ها هم مثل این ترم بعد از 5 سال از آخرین ارائه ی لیست از گروه فارماکولوژی، اسم من به آموزش برود و من حذف شوم و یا به عبارت دیگر کلی از زندگی ام عقب بیافتم.

دلیل کم کاری ام در دنیای مجازی در واقع این بوده است و بس!

راستی مدتی است که به هاست شخصی رفته ام.نمی خواهید بهم خوشامد بگویید؟!

www.1nevis.com



ارسال در تاريخ پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 توسط رضا
قالب وبلاگ